تبليغاتX
ویرگول ،

تقدیم به دوستان عزیزم به امید اینکه حق گو و حق نویس باشیم






 

                                

                                                دوستت دارم ... !

 

دوستت دارم ... دوستت دارم ... دوستت دارم !

به قول یغما گلرویی ، کاش این جمله کوتاه ولی عمیق هزاران بار جریمه مدرسه مان بود ! چراکه نه کسی از نوشتن این عبارت رنج می برد و نه کسی از حواندن و شنیدن آن خسته !

تکرار دوستت دارم می توانست دوای درد بسیاری باشد ولو در دانشگاهها ! اما افسوس و صد افسوس که در هزاره سوم تلخ و بدون عشق زندگی می کنیم . دیگر کسی حوصله یکبار به زبان آوردن دوستت دارم و متقابلا شنیدن یکباره آن را هم ندارد ! همه حرف ها خلاصه شده در سیری شکم و ...

دوستت دارم به کنار ، در این دانشگاههای بی در و پیکر استادی را دیدم که یارای گفتن‌ « نه » را ندارد ، رئیس دانشگاهی را دیدم که فلان کاره است و به همه مسئولان و مدیران « آری » می گوید !

هیچ کس هم دیگری را دوست ندارد ! از دانشجویان که نمی توانم حرف بزنم . از آنها بیش از بقیه بیزاری و دوست نداشتن شنیده ام بر خلاف دست نوشته هایم !

شاید مدتهاست آنها به کسی دوستت دارم نگفته باشند و با این عبارت بیگانه اند ! شما که غریبه نیستید ، آن سوی بیست و سه سالگی خود هم می گوید دوست داشتن های تو نیز به زودی ته خواهد کشید ... .

نوشته شده توسط علي ايماني | لینک ثابت | موضوع: |