تبليغاتX
ویرگول ،

تقدیم به دوستان عزیزم به امید اینکه حق گو و حق نویس باشیم






 

 

                خیابان گردی ( گرایش متراژ )           نوشته دوست خوبم نیما اکبرپور

 

توی بیشتر شهرها غالبا یک خیابان هست که مردم و بیشتر  جوان های آن شهر ، مدام آن را بالا و پایین می کنند . گلسار رشت، ملک اراک ، ولی عصر تبریز ، سجاد مشهد ، صفائیه قم و ... از آن مسیرهای خوراک خیابان گردی هستند . تهرانش هم که گفتن ندارد . هر محله اش یکی از آن جاده های پاتوق دارد. فرقی هم نمی کند که این مسیرها را پیاده گز کنی یا سوار ماشین های رنگ و وارنگ باشی . به هر حال هدف یک چیز است و ماموریت هم یک چیز دیگر این که آن قدر بچرخیم تا به قول معروف هرکه رود خانه خود .         

نشستن پشت میز و نوشتن درباره اینکه خیابان گردی یک نوع ولگردی است ، زیاده از حد دور از انصاف است . می توانم درباره پرهیز از این کار و بیهوده بودنش ، حداقل چند صفحه سیاه کنم . بعدش هم بگویم  که برو چند صفحه کتاب بخوان ، فیلم بین ، روزنامه ای ورق بزن یا با دوستانت درباره اتفاقات مهم دنیا صحبت کن . جز این نیست که آدم به همه اینها که گفتم نیاز دارد . پس می توانم یک عالمه نوشته بدهم  به خوردت که آخرش یا از خودت نا امید شوی یا آن که بر من عصیان کنی و بگویی طرف را ببین که چقدر با خودش حال می کند . اما خودم را که جای تو می گذارم ، می بینم که من هم حالم به هم می خورد از این جور آدم ها که ادای پیرمردها را در می آورند . وقتی یاد ملک و سه راه و عباس آباد اراک می افتم  و به ساعت هایی که صرف بالا و پایین رفتن صدباره آن در روزشده است و کرور کرور سلام و علیک بی انتها و تکراری ، با خودم می گویم  که رطب خورده منع رطب چون کند ؟                            

این نوشته قرار بود مثلا ضد خیابان گردی باشد . باور کن به اینجا که کشید ، برعکس شد . آقا جان برو برای خودت بچرخ توی خیابان اگر کار بهتری سراغ نداری . آن قدر توی خیابان بالا و پایین کن با ماشینت که بنزینت ته بکشد و بوی نامطبوع لنتت بلند شود .           

نوشته شده توسط علي ايماني | لینک ثابت | موضوع: |