تبليغاتX
ویرگول ، -

تقدیم به دوستان عزیزم به امید اینکه حق گو و حق نویس باشیم






 

            

                                 علائم علاقه مندی دختران به پسران

 

شـنيدن جواب رد از طـرف يـك زن بـراي مـردان اصـلا" مسئله خوشايندي نمي باشد. هيچ چيـز بـه انـدازه اينكه زن روياهايتان تقاضاي ازدواج شمـا را نـپـذيـرد، براييـتـان گـران تـمـام نـمي شود. پـيـش خـود تـصـور ميكرديد كه او به شما علاقه مند است ولي احتمالا" برداشتتان از علائم علاقمندي او اشتباه بوده است.

 

از نقطه نظر مردان، زنان هنگام ابراز علايق رومانتيك خود بصورتي زيركانه و پيچيده عمل ميكنند(مگراينكه طرف مقابلشان خوش تيپ و پول دار باشد آنجوريكه خودشان اظهار مي كنند) و اكثر آنها جوابهاي ضـد و نقيضي ميـدهـند چون خودشان مطمئن نيستند كه چـه چيزي در سرشان ميگذرد.

بنابراين آنچه كه اغلب آقايان به دنبالش هستند، يك سري علائم و نشانه هايي اسـت كه بوسيله آنها متوجه علاقمندي حقيقي طرف مقابلشان شوند.

در زير برخـي از نـشـانه هـاي كـه مي تـواند نـشانه علاقمندي يك زن باشد را مشاهده ميكنيد :

1 - او همگام با شما است

ناگهان متوجه ميشويد كه او همه جا حضور دارد. او "بطور اتفاقي" هر كجا شما هستيد پيدايش مي شود، يا در راه روي محل كارتان مرتب جلوي شما قدم ميزند، يا "تصادفي" به شما برخورد ميكند، يا در ميهماني در اطراف شما مانور مي دهد.

آنچه كه او انجام ميدهد تلاش براي جلب توجه شما است، و بـراي اين اسـت كه خود را در موقعيتي قرار دهد تا شما "قدم اول" را برداريد. مسئله اينـجا اسـت كــه بـسـيـاري از مردان نسبت به اين عمل زنان بيتوجه هستند و به همين دليـل بسياري از فرصت ها را از دست ميدهند. مردان مستقيم عمل مي كنند، زنان غير مستقيم. بنابرايـن اگر زنـي مكررا" شروع به قـرار گـرفـتـن سـر راه شـما نـمود، احتمال اينكه او اينكار را عمدا" انـجام ميدهد زياد است.

 

2 - او حركاتي بخصوص انجام مي دهد

يك جمله قديمي مي گويد:"جسم دروغ نمي گويد." طبيعت بشر را جوري برنامه ريزي نموده كه هنـگام ابـراز عـلاقه بـي اخـتيـار شـروع بـه انـجام يـك سـري حركات جسماني مشخص ميكند. اين اعمال غير شفاهـي از گـشاد شـدن چشم هنگام نظاره به چيزي جالب گرفته تا لبخند زدن و لمس كردن، متغير است.

در اينجا برخي از علائم زبان جسماني را مشاهده ميكنيد:

° اشاره نمودن در جهت شما با پاها يا شانه ها

° خم شدن به طرف شما هنگام صحبت

° بازي كردن با مو و دست كشيدن لاي موها

° نوازش كردن جواهرات ( مانند گوشواره ) و لمس نمودن دسته عينك

° چشم برنداشتن از شما هنگام صحبت و گفتگو

° تقليد از حركات شما ( مثلا" اگر دست خود را روي ميز بگذاريد او هم همين كار را ميكند.)

° لبخند زدن هنگاميكه شما او را برانداز ميكنيد.

 

اگر برخي از اين علائم را هنگام حضور طرف مقابل مشاهده نموديد، تقريبا" مي توانيد مطمئن شويد كه او چراغ سبز شروع رابطه براي ازدواج را دارد به شما نشان ميدهد.

3 - او هيچگاه براي شما سرش شلوغ نيست

اين اصلي ترين قانون بازي عشق است. اگر زني علاقه به برقراري رابـطـه و بـيرون رفتن با شما داشته باشد، هميشه خودش را در دسترس قرار ميدهد. يـعنـي او يـك شـمـاره تلفن كاري يا آدرس ايميل به شما خواهد داد. او در اسرع وقت به تلفـن يا ايـميـل شـما جواب خواهد داد. او دعوت شما را براي با هم بودن خواهد پذيرفت - و اگر او در روزي كه شما تعيـين كرده ايد وقت نداشت، چيزي شبيـه اين خواهد گفت: "خوب، اين پنجشنبه نميتونم، اما اگر اشكال نداره بندازيم براي پنجشنبه ديگه، باشه؟ "

شـمـا هـرگـز از يـك زن عـلاقـمـند چـنين جملاتي را نخواهيد شنيد: " الان واقـعـا" سـرم شلوغه"، يا "بذار بينم وقت دارم"، يا "نميدونم بتونم بيام يا نه"

 

4 - او در مورد شما كنجكاو است

زني كه به شما علاقمند است دوست دارد همه چيزتان را بداند ( تا بتواند در اين مـورد با دوستان دخترش صحبت كند). او درمورد خانواده،پيشينه،سليقه غذايي، موسيقي، فيلم و مسائل گوناگون شما پرسش خواهد كرد. انگيزه اصلي او اين اسـت كـه عـلايـق شما را بشناسد تا بتواند خود را داراي علايق مشــتـرك بــا شما نموده و پـيـوسـتـگـي بيشتري با شما ايجاد كند- اگر از قايق سواري خوشتان نميآيد، او نيز ناگهان از اين كار متنفر مي شود.

 

5 - او وضعيت مالي شما را مي سنجد

زن علاقمند دوست دارد منابع و بنيه مالي همسر آينده خود را مورد سنجش قرار دهد. سؤالاتي مانند: "كجا زندگي ميكني؟"، "چه ماشيني داري؟" و "شغلت چيه؟" مـيتواند نشانه علاقمندي وي باشد. اگر پاسخ اين سؤالات مطابق با "استانداردهاي" او باشــد، علائم بعدي ظاهر خواهند شد وگرنه او در غباري از مه فرو خواهد رفت.

 

6 - او در مورد آينده صحبت ميكند

يك زن علاقمند هميشه دوست دارد در مورد نقشه هاي آينده و كارهايي كه ميتوانيد با هم انجام دهيد اشتياق نشـان مـي دهد. درواقع او اغلب چيزي شـبـيـه ايـن ميـگـويـد: "واي... تـو هـم از بـوليـنگ خوشت مياد؟ بايد يه بار با هم بريم بازي كنيم." اگر او چنين عمل نمود، شك نكنيد كه دوست دارد ازش بخواهيد با شما بيرون برود.

 

7 - او بيقراري و بي تابي ميكند

اگر او واقعا" علاقمند باشد، همانند يك گربه دور و بر شما دستپاچه و بيقرار خواهد بود، بخصوص هنگاميكه شما نتوانيد متوجه علائم اشتياق او شويد. البته ممكن است كه ذاتا" يك شخص خجالتي نرمال باشد - اگر او فقط پيش شما بي قراري ميكند، احتمالا در سرش فكر ازدواج دارد.

 

8 - او نسبت به زنان ديگر، حسادت مي ورزد

يك زن سعي مي كـند از مـرد مـورد علاقه خود همانند يك عقاب مراقبت نموده و او را با چنگ و دندان حفظ كند. بنابراين اگر در حـال جوك گفـتن بـراي زنـان ديـگر متـوجـه حرص خوردن و جلز و ولز كردن او شـديـد، بـدانـيد كـه او انـتظار دارد برايش بيشتر از يك دوست باشيد.

نشانه هاي فوق ممكن است لزوما" دليل بر علاقـمـندي يك زن نـبـاشد چـون بـرخـي از زنان كلا" با ديگران حالتي دوستانه دارند اما اگر تـعـداد زيـادي از ايـن عـلائم را در فـردي مشاهده نموديد ميتوانيد به خود اميدواري دهيد و به دلتان صابون بزنيد.

 

 

                 نقاطی از بدن آقایان که خانم ها بیشتر به آن توجه می کنند

 

 

امیدواریم پس از مطالعه لیست زیر، جزء افرادی باشید که از این نقاط مراقبت کافی می کنند و اهمیت آن را می دانند

1- ابرو او انتظار ندارد که ابروهای شما همانند خودش کاملا دارای فرم باشد، اما ابروهای پر و در هم و بر هم نیز، چیزی نیست که او انتظار دیدنش را داشته باشد. در این مورد چه کنید: اگر شما جز آن دسته از مردهایی هستید که ابروهای پری دارند، باید درست کاری را انجام دهید که خانم ها انجام می دهند: ابروهایتان را بردارید. فقط کافی است موهای بین دو ابرو را بردارید (فقط موهایی که وسط دو ابرو قرار دارند). البته اگر قصد دارید موهای بیشتری را بردارید، بهتر است نزد یک آرایشگر بروید تا او این کار را برایتان انجام دهد.

2- ناخن دستان شما نقطه ای هستند که مطالب بسیاری در مورد نظافت و بهداشت شخصی شما را در اختیار او قرار می دهند. پس اجازه ندهید تا ناخن های چرک و کثیف شما را از دور خارج کنند. در این مورد چه کنید: لازم نیست هر هفته مانیکور کنید تا ناخن هایتان فرم داشته باشند، بلکه فقط کافیست از داروخانه یک عدد سوهان خریداری نمایید و سختی ها و لبه های تیز آنرا صاف کنید. هیچ خانم دوست ندارد، کسی او را با ناخن های بد فرم و ناصاف در آغوش بگیرد.

3- پوست هیچ خانمی نمی تواند از لمس کردن پوست لطیف و صاف اجتناب کند. آیا این دلیل کافی نیست تا شما را ترغیب به داشتن پوستی لطیف و شاداب نماید؟ در این مورد چه کنید: خانم ها به وسیله کرم های نرم و مرطوب کننده با خشکی پوست در سرما مبارزه می کنند، آقایون اغلب این کار را انجام نمی دهند. لازم نیست موشک هوا کنید؛ فقط یک قوطی نرم کننده (ترجیحا بدون بو) خریداری کنید و آنرا مرتبا بر روی پوست خود بمالید تا خشکی ها از بین بروند. افرادی که پوست های چربی دارند، باید نمونه هایی را خریداری کنند که بدون روغن (oil free) باشند، به این ترتیب مشکلاتان به اسانی حل خواهد شد.

4- پا ترک پا، قارچ های موضعی، ناخن ها بلند انگشت های پا، و بوی بد آن می تواند به راحتی او را از برقراری رابطه با شما منصرف کند. متاسفانه زمانی که شما کفش هایتان را در می آورید اولین چیزی که یک خانم به آن توجه می کند، همین موارد هستند. اگر نتوانید از این قسمت پنهان بدن خود به خوبی مراقبت کنید، او ممکن است تصور می کند که توانایی مراقبت و نگهداری از سایر اعضای مخفی را نیز ندارید. در این مورد چه کنید: اگر پودرها و پمادهای روی میز جواب نمی دهند باید با یک پزشک در این مورد مشورت کنید.

5- موی بینی/ گوش من موی گوش و بینی یک مرد را با سبیل های بلند و نمایان یک خانم برابر می دانم. یک خانم برای از بین بردن سبیل ها، آنها را موم می اندازد، دکولوره می کند و هر کار دیگری که از دستش بر آید در این زمینه انجام می دهد. آیا شما نیز نباید همین کار را انجام دهید؟ در این مورد چه می کنید: در این قسمت یک راهنمای ساده وجود دارد که باید آنرا اجرا کنید: زمانی که موهای گوش و یا بینی آنقدر بزرگ شده باشند که از سوراخ ها بیرون بزنند، باید نسبت به کوتاه کردن آنها اقدام کنید.

6- دندان لبخندی با دندان های درخشان تحت هر شرایطی همه چیز را به نفع شما بر می گرداند. دندان های لکه دار، زرد، و پلاک دار او را به راحتی به سمت دیگری منحرف میکند. در این مورد چه کنید: اگر مشکلات دندان هایتان بیش از اندازه حاد شده باید، نزد دندانپزشک بروید؛ اما اگر هنوز به این مرحله نرسیده اید، بهتر است یک خمیر دندان سفید کننده و دهان شویه خریداری کنید. البته باید اشاره کنم که استفاده کردن از آنها را نیز از یاد نبرید.

7- کمر کمر شما از مهمترین جایی است که خانمها به آن توجه زیادی دارند، اگر از دسته افرادی هستید که ورزش بدن سازی می کنید، باید بگم که خانمها از مردانی بیشتر خوششان می آید که بدنی نرمال ، طبیعی و زیبا داشته باشند - نه خیلی چاق و به صورت هفتی شکل و نه خیلی لاقر و بد اندام. (همیشه سعی کنید که دارای بدنی خوش اندام باشی .

تهیه:ساناز منبع:سایت شب ایرانی

 

 

                                           آیا با هر کسی می توان ازدواج کرد ؟

 

اول در انتخاب زوج، رضايت خانواده ها است ،يعني اعضاي مهم و اصلي خانواده (پدر،مادر،خواهر و برادر) از ان انتخاب رضايت داشته باشند.در خانواده هاي ايراني يك سنت است كه اگر بزرگان خانواده ،فردي را بپذيرند و مثلاً بگويند كه اين داماد خوبي است ؛قبول داريم و مبارك است ان شاء الله … ، بدين ترتيب مرحله اول به خوبي پشت سر گذاشته شده است.حالا اين نوع انتخاب را مقايسه كنيد با انتخاب يك دختر و پسري كه بدون توافق خانواده هايشان ميخواهند به محضر بروند و عقد كنند .خانواده ها با احترام به خواستگاري دختر مي روند ، در روز خوبي مثلاً روز عيد غدير مي روند،همگي توافق مي كنند ،وبعد قرار نامزدي را ميگذارند و … مي بينيد كه ر ضايت خانواده هاي طرفين ازدواج اولين عامل سرنوشت ساز در زندگي زوج ايراني است.در كشوري كه مردم به صورت دسته جمعي زندگي مي كنند ،وقتي شما با يك مرد زندگي مي كنيد انگار با يك قبيله زندگي مي كنيد.

فقط يك مرد به تنهايي نيست .در مورد خانمها هم همينطور است .وقتي با يك دختر زندگي مي كنيد با يك قبيله زندگي مي كنيد.چطور ما بايد خودمان رادر اين قبيله جا كنيم و مورد پذيرش فاميل همسرمان قرار بگيريم ؟ فقط با كمال،يعني يك قدري سازگار باشيم ،يك سلام و عليك درست و حسابي بكنيم ،احترام به بزرگترها را بلد باشيم ،همه اين رفتارها را كمال مي گويند.مگر يك خانم محترم ايراني كه اهل نماز و سجاده است ،از عروسش جز احترام متقابل و كلمات قشنگ و دلنشين چه ميخواهد .ما اگر اين كمالات را داشته باشيم به سرعت در خانواده همسرمان مورد پذيرش قرار ميگيريم و جا مي افتيم.

بنابراين عامل دوم يا شرط دوم اين است كه خانواده هاي طرفين ،عروس و داماد را بپذيرند.

عامل سوم اين است كه اين دو نفر كه ميخواهند با هم ازدواج كنند ،از نظر عاطفي قدري به هم شبيه باشند .مثلاً يكي داغ داغ و ديگري سرد سرد،اين دو نميتوانند زوج مناسبي باشند .حداقل يك كمي از نظر عاطفي و احساسي به هم نزديك باشند.قبلاً به كرات گفته ام مثلاً شما به يك آدم سرد از لحاظ عاطفي ،هر چه محبت كنيد هيچ متوجه نمي شود.حتي گاهي خيال مي كند كه اين وظيفه شماست.در حالي كه اين وظيفه ما نيست .گاهي با يك آدم داغ داغ مواجه مي شويد كه دائماً مي گويد فدايت بشوم،چه چيزي مي خواهي ؟مي گوييم هيچي آقا،خيلي ممنون.يعني آنقدر شعله عواطف او بالاست كه ما مي سوزيم ! به اين لحاظ است كه مي گوييم اگر عاطفه دو نفر قدري نزديك و شبيه به هم باشد براي سازگاري ،بهتر است.

عامل چهارم ،شباهت و نزديكي ميزان هوش و حواس زوجين است.مثلاً يك خانمي با ضريب هوشي ۱۲۰ چگونه ميتواند با آقايي با ضريب هوشي ۸۵ زندگي كند و به سازگاري و توافق هم برسند ؟زن و شوهر ها بايد از لحاظ هوشي نزديك به هم باشند.

مثلاً هر دو نزديك به ۱۲۰ باشند .در مورد افراد كم هوش خيلي خوب بود اگر قانون مانع ازدواج آنان مي شد. مثلاً فردي با ضريب هوشي ۵۲ نمي تواند خودش را اداره كند چه رسد به زن و بچه يا به شوهر و بچه .بايد براي آنها برنامه هاي ديگري مانند ازدواجهاي موقتي گذاشت.واقعاً بعضي افراد نبايد ازدواج كنند چون مشكلات بيشتري به وجود مي آورند.چنين زوجي قادر نيستند بچه هاي خود را تر و خشك و نگهداري كنند .

ممكن است هوش والدين روي هوش بچه ها اثر بگذارد ؟بله ممكن است اثر بگذارد.ما براي افراد كم هوش چندين برنامه درماني داريم.به اينها نكات راواني ياد ميدهيم.ممكن است طي ۱۰ سال بتوانند ۵ كلاس درس بخوانند ،بعضي كارهاي ضروري را به اينها ياد مي دهيم.باور كنيدازدواج يك پديده فوق العاده مقدس و مهمي است،همينطوري نمي شود ازدواج كرد.

عامل پنجم ،نزديكي جغرافيايي ،اين دو نفر است.نميدانم شما چقدر روي عامل جغرافيا تاكيد مي كنيد ولي خصوصيت جغرافيايي پاره اي خصوصيات روانشناسي و شخصيتي به ما ميدهد .مثلاًمردم مناطق جغرافيايي سردسير را با مردم مناطق جغرافياي كويري يا جغرافياي مديترانه اي و … مقايسه كنيد،حتماً تفاوت دارند.معمولاً مردمي كه در كنار دريا زندگي ميكنند آرامترند.براي اينكه طبيعت به نفع آنهاست.يك چوب خشك را در اين مناطق در زمين بكاري ،سبز ميشود.

تير قيراندود چراغ برق شهر من ،شاخه ميدهد،باور مي كنيد ؟!

مثلاً اگر خيلي تنبل هم باشيد فقط كافي است كه كنار دريا بنشينيد و قلاب ماهيگيري را داخل دريا بيندازيد و ماهي بگيريد.ناهار شما آماده است ! حالا اين را با يك مرد كويري كه آب ندارد ، زندگي ندارد ،اصلاً كلافه است ،مقايسه كنيد .لذا اين آدم شمالي با آن آدم كويري صفات رفتاري و شخصيتي اش فرق ميكند.اين يكي ملايمتر است و آن يكي قدري تندتر.

ما ميگوييم وقتي ميخواهيد ازدواج كنيد ،بهتر است طول و عرض جغرافيايي تان به هم بخورد و نزديك باشد.خوب است اينجا به تفاوت سني مطلوب ميان زن و شوهر هم اشاره اي بكنيم :

مطلوب است كه آقايان در حدود چهار تا هفت سال بزرگتر از خانمها باشند.هرگز يك خانم نبايد با يك مرد كم سن و سال تر از خودش ازدواج كند .شايد در ابتدا اين انتخاب برايش جالب باشد ولي براستي او برايش شوهر نيست.مردي كه مثلاً هفت يا هشت سال از همسرش كوچكتر است ،نمي تواند شوهر مناسبي باشد.

عامل ششم ،شباهت تحصيلي است .ما خيلي اصرار مي كنيم كه سطح تحصيلات زن و شوهر در ميزان توافق و سازگاري آنان مؤثر است.زندگي يك آدم باسواد با يك آدم بي سواد خيلي سخت است.مثلاً نميشود كه يكي دكترا داشته باشد و ديگري فقط شش كلاس درس خوانده باشد.البته در زمان قديم رسم بود كه مردان، زنان بي سواد يا كم سواد مي گرفتند كه اگر هر بلايي سرش آوردند ، متوجه نشود.اما الان شرايط جامعه تغيير كرده است. غالباً آقايان دوست دارند با زنان باهوش و تحصيل كرده ازدواج كنند .زيرا معتقدند وقتي كه ما مرديم چراغ خانه ما را روشن نگه ميدارند.ولي يك زن كم عقل و كم هوش نمي تواند چراغ خانه را روشن نگه دارد.اصلاً چه لزومي دارد كه زني بگيريم كه زني بگيريم كه هوشش كم باشد.مگر ما مي خواهيم چه كار كنيم ؟ما مي خواهيم زندگي كنيم .اين زندگي ماست .اين ميزان درآمد ماست .هر جا مشكلي دارد بفرمائيد.چرا ما با كسي ازدواج كنيم كه ما را درك نكند.اتفاقاً اگر ما را درك كند و بفهمد خيلي خوب است.من فكر ميكنم در گذشته ،مردها از زنهاي تيز و باهوش وحشت داشتند براي اينكه ما مردها عيب و ايرادهايي داريم كه يك خانم فهميده و نازنين اين ايرادها را رفع ميكند ولي اذيت هم نميكند .الان مردهاي ما بسيار علاقمندند كه با زنان تحصيل كرده ازدواج كنند .مثلاً مردهايي كه تحصيلاتشان در حد زير ديپلم ،يا زير كلاس پنجم ابتدايي يا زير ليسانس است،تمايل دارند كه زنهاي باسوادتر از خودشان بگيرند .يك مورد مشاوره داشتم كه به آقا گفتم :” اين خانم ليسانسه هستند ولي شما فقط شش كلاس درس خوانده ايد .“ آقا گفت :”عيبي ندارد من از ايشان خيلي چيزها ياد مي گيرم.“ گفتم :” نه،صلاح نيست.“

عامل هفتم ،وجود اساس دلبستگي بين طرفين ازدواج است.وقتي قصد داريم با كسي ازدواج كنيم لازم است كه قدري دلمان با او باشد .شما ميدانيد مردمي كه با عشق زياد نسبت به همديگر ازدواج مي كنند خيلي زود سرد مي شوندو حتي كار به جدايي و طلاق هم مي كشد.ولي براي يك ازدواج مطلوب و معقول دوست داشتن عادي و مختصر لازم است.مثلاً كسي كه به خواستگاري دختر خانمي آمده و حالا نامزد شده اند بايد دو ،سه ماهي با همديگر رفت و آمد كنند تا قدري نسبت به هم احساس دلبستگي پيدا نمايند .به طوري كه اگر دوروز همديگر را نديدند دلشان تنگ بشود.اين احساس ،عالي است.يك احساس دلتنگي نه كمتر و نه بيشتر.بعضيها كه به شدت عاشق مي شوند،مي گويند يا اين يا مرگ.من به شاگردانم ياد داده ام كه در چنين شرايطي ،مرگ را ترجيح بدهند.اين چنين ازدواجي فايده ندارد .خاطر خواهي يا افراط دوست داشتن همان چيزي است كه مثلاً نوجوان يا جواني از آپارتمان بيرون مي آيد و دم آسانسور دختري را مي بيند و يك دل نه صد دل عاشقش مي شود،تنها به يك نگاه .چنين ازدواجي به درد نمي خورد ،ما مي خواهيم يك كسي را داشته باشيم كه مثلاً او را چهار ماه ببينيم ،بعد دوستش بداريم.بگوييم كه حداقل چهار ماه او را مي شناختيم و بعد به او علاقمند شديم.

عامل هشتم ،تشابهات مذهبي است .من اعتقاد راسخ دارم كه شيعه فقط بايد با شيعه زندگي و ازدواج كند ،مسيحي با مسيحي ،كليمي با كليمي و … چون ما هر اندازه بينش زندگي با فردي از يك مذهب ديگر را داشته باشيم ولي بالاخره يك مادربزرگي داريم كه طبق اعتقادات و سنتها و باورهاي خودش عمل ميكند.

ممكن است متوجه نشود كه اينها كتاب دارند . ممكن است در كلام خود گاهي بد و بيراههايي بگوييم كه مثلاً داماد يا عروس خانه ما كه از يك دين و مذهب ديگري است بدش بيايد . تفاوت زبان چندان مهم نيست ،اغلب زن و شوهر ها زبان يكديگر را ياد مي گيرند ولي مذهب را نمي توانند .

عامل نهم ،از نظر ظاهري تقريباًُ شبيه هم باشند .دو نفر كه مي خواهند ازدواج كنند بايد ظاهري داشته باشند كه بتوانند پنجاه سال همديگر را تماشا و تحمل كنند .اغلب ما انسانها آينه هاي خود را گم كرده ايم.مثلاً آقا دنبال زيباترين زن است ،در حالي كه خودش يك چيز بد تركيب و زشتي است.بايد به او بگوييم تو خجالت نمي كشي زيباترين خانم كه نمي آيد با تو ازدواج كند.اگر ما آينه هايمان را پيدا كنيم ،يك كسي را كه شبيه خودمان باشد پيدا مي كنيم .عيب و ايرادهاي چهره و ظاهر اندام در طولاني مدت معني دار و مساله ساز مي شود.اما در كوتاه مدت كسي متوجه نمي شود.

به هر حال يك ظاهر متعادل مورد درخواست است.درمورد هيچ يك از عواملي كه تاكنون درباره اش صحبت شد ،ما ديدگاه ايده آليستي نداريم .ما دنبال ايده آل نيستيم ،ما همين زندگي معمولي را بچرخانيم هنر كرده ايم .ما براي ازدواج يك آدم معقول و متدين مي خواهيم كه سواد و سن او هم معمولي باشد ،خانواده معقولي هم داشته باشد.اصلاً ايده آل گرا نيستيم .

با كمال جسارت بگويم بسياري از آقايان و خانمهايي كه ازدواج نكرده اند يا اينكه دير ازدواج مي كنند علتش اين است كه ايده آليستي فكر مي كنند.

مثلاً دختر خانم بدنبال آقايي است كه هنوز در تاريخ نيامده و بايد بسازيم و برعكس.من به عنوان مشاور خانواده ها اعتقاد دارم كه با همان چيزهايي كه داريم بايد قناعت كنيم .اين همه خانم و آقاي خوب و اهل زندگي در اين مملكت وجود دارند كه شايسته ازدواج هستند .حالا چه فايده اي دارد كه ما بخواهيم يك فردي را با فلان شرايط بدهيم برايمان طراحي كنند !ما با چشم و ابروي ديگري كه زندگي نمي كنيم ،ما با شخصيت يك آدم زندگي مي كنيم .

 

در مورد تشابهات ،شناخت بعدي ما در مورد چيزي به نام شخصيت است.شخصيت مجموعه خصوصيات سرشتي و اكتسابي ما است.مثلاً يك فردي را مي بينيد كه خيلي منزوي و درون گراست.بعد فرد ديگري را مي بينيد كه خيلي شاد و برون گراست .اين دو نفر نمي توانند با هم ازدواج كنند .چون هر كدام ساز خودش را ميزند .يك كسي كه از نظر ويژگيهاي شخصيتي ،حد وسط باشد بسيار مناسب است .آيا درون گرايان مي توانند با هم ازدواج كنند ؟شايد بد نباشد چون هر دو ساكت يك گوشه اي مي نشينند و ممكن است خودشان راضي باشند .ولي آدم احساس مي كند كه چه خانه ساكت و سردي .برون گرايان چطورند ؟اينقدر حرف دارند كه هيچكدام حاضر به ساكت شدن نيستند .ولي مردم متعادل و عادي چه كاني اند ؟آدمهايي كه حد وسط اين دوتا ويژگي هستند :درون گرايي و برون گرايي .

 

منبع:سایت پزشک

 

 

                                          تا ثير ازدواج بر مردان

 

 

تأهل، در مورد همه ی ابنای بشر ماهیتی سرشتی دارد و غالب وجود آن عالمگیر میباشد. لذا تفاوت فرهنگها موجب دگرگونیهای اساسی در قواعد آن نمیشود!

مطالبی که در ذیل می آید بر اساس تحقیقاتی است که استیون ناک ( Steven I.nox ) استاد جامعه‌شناسی دانشگاه ویرجینیا، پیرامون "علل و پیامدهای تغییرات در خانواده آمریکایی" انجام داده است.

 

بر همین اساس باید در ابتدا ذکر شود که عواملی که در "نفع بیشتر مردان از ازدواج " مطرح میشود، عواملی جامع و مانع برای جامعه ی ایرانی نیست و با توجه به اعتقادات مسلمین در باب ازدواج باید تاکید کرد که نفع طرفین از ازدواج خیلی بیشتر از مطالب عنوان شده است....

با توجه به تحقیقات افراد متأهّل عموما افراد سالم تری هستند و عمر طولانی تری دارند و از سلامت عقلانی و نفسانی بیشتری برخوردارند، شاد‌ترند و در آمد بیشتری دارند.

هر چند ازدواج تاثیرات مثبتی را در هر دو جنس باعث میشود اما ذی نفع اصلی آن مردان میباشند. مردان در تمام اموری که ازدواج در آنها تاثیر دارد، منفعت بیشتری بدست می آورند و انتفاع زنان از ازدواج در صورتی حاصل میشود که یک رابطه ی زناشویی مطلوب و کانونی گرم و صمیمی ایجاد شود. در حالیکه به نظر میرسد مردان کمتر تحت تاثیر کیفیت زندگی مشترک خود قرار میگیرند و بطور ساده و اولیه به محض تأهل از مزایای آن بهره مند میشوند، به عبارت دیگر نفس عمل ازدواج باعث بهبود زندگی مردان میشود، اما بهبود زندگی زنان تحت تأثیر کیفیت زندگی زناشویی خواهد بود.

ازدواج و تشکیل زندگی مشترک در واقع تشکیل یک کانون اجتماعی است. این بدان معنی است که همراه با مفهوم ازدواج یکسری انتظارات وابسته به فرهنگ نیز وجود دارد و بدینگونه مردان با این اقدام کاری بیش از شروع یک زندگی ساده با یک زن را آغاز میکنند و در واقع با این عمل خود را به مجموعه ای از قوانین قرار دادی و انتظارات متصل میسازند. او در مقام همسر و پدر مورد انتظارات دیگران قرار میگیرد و از دیدگاه سایرین باید رفتاری متفاوت از زمان تجرد داشته باشد.

ازدواج بیش از ارتباط بین دو شریک جنسی را پدید می آورد و ارتباطی است که مفاهیم آن از باورهای فرهنگی نش?ت گرفته، با ازدواج زوجین تعهداتی را پذیرا میشوند از جمله وفا‌داری، غمخواری، تحمل...

زوج‌هایی که برای طولانی مدت تنها رابطه ی همزیستی داشته‌اند از جنبه های قابل پیش بینی بسیاری از زوج‌هایی که به ازدواج یکدیگر در آمده اند متفاوتند. اینگونه زوجها توسط تمایلات جنسی به یکدیگر وابسته هستند و روابط اخلاقی دیگر در آن ها بسیار کم است، آزادی بیشتری نسبت به افراد متاهل دارند و قانون تعیین کننده ای برای اینگونه روابط وجود ندارد، شانس بیشتر طلاق و رضایت‌مندی کمتر از روابط جنسی از معایب این نوع زندگی است و طرفین حداقل تعهد را نسبت به یکدیگر دارند.

مفهوم ازدواج در جامعه امریکا بدین معنی است:

۱- شخص انتخابی آزاد دارد که بر پایه ی عشق است ۲- بلوغ و استقلال نیاز مسلم اقدام به ازدواج است ۳- ازدواج ارتباط بین دو جنس مخالف است ۴- در زندگی مشترک مرد تامین کننده اصلی معاش است و او رئیس است ۵- وفا‌داری جنسی و تک همسری انتظارات یک ازدواج است ۶- ازدواج بطور طبیعی با تولد فرزندان همراه است.

و ماهیت مردانگی در ازدواج هم یعنی: مرد پدر فرزندانی است که از همسرش متولد میشود / تامین معاش زن و فرزندان بر گردن اوست / حافظ و محافظت کننده ی خانواده است.

بر این اساس اگر مرد از محافظت یا تامین معاش سر باز زند، نه تنها همسری نا‌شایست تلقی میگردد، بلکه به نوعی کمتر از یک مرد کامل محسوب میگردد. در یک زندگی مشترک مرد آنگونه رفتار میکند که به حسب فرهنگ مطابق با هویت مردانگی‌اش باشد. موضوع اصلی در مورد ازدواج در زندگی مردان عبارتست از اینکه ازدواج به دلیل آنکه موقعیتی جهت تکامل و حفظ ماهیت مردانگی میباشد باعث ایجاد تغییراتی در مردان میگردد.

حقیقت آشکار آنست که غالب مردان و زنان، زندگی مشترک خود را به گونه ای طراحی میکنند که نسبت به کلیات ازدواج اصولی تطابق زیادی داشته باشد. و ازدواج اصولی تنها راهی است که همسران ف مرد، میتوانند به یک مرد کامل تبدیل شوند. هنگامیکه قضیه اساسی مفهوم گردید، درک علت اثرات مثبت ازدواج در مردان بسیار آسانتر خواهد بود.

هویت مردانگی موقتی است و می بایست در دوران پس از بلوغ مستمراً و فعالانه حفظ گردد که این امر بوسیله ی یک ازدواج اصولی امکان پذیر میشود و یک مرد هویت مردانگی خود را طی زندگی مشترک حفظ کرده، توسعه میدهد و به نحوی آن را ابراز میکند. نقش تکامل و بلوغی که یک مرد به عنوان همسر ایفا میکند هسته ی اصلی هویت مردانگی وی قرار میگیرد و این موضوع راهنمای اصلی در علت ثمر بخش بودن ازدواج در زندگی مردان است.

مردان متاهل بیش از مردان مجرد در زمینه فعالیتهای اجتماعی و معقول درگیر میشوند و پاداش چنین فعالیتهایی به صورت شاءن و اعتبار یا مادیات به ایشان برمیگردد. مردان متاهل تابعیت خود از روابط غیر رسمی یا دوستانه را با شرکت در روابط مبتنی بر نقشهای اصولی جایگزین میکنند و در واقع به این طریق اجتماعات خصوصی خود را تغییر میدهند، آنها در اجتماع بر نقشهایی تاکید میکنند که جزئی از کانونهای اجتماعی هستند مثل نقشهای مذهبی و اقتصادی.

"Card gillian" نیز در تحقیق خود در مورد مردان متاهل میگوید: مردان متاهل در مواد و نوع و سطح، روابط خود را بر اساس میزان نیل به اهداف تنظیم میکنند و طبیعتاً موفقیت و شکست آنها تعیین کننده خواهد بود. بر خلاف وابستگی به دیگران، اینگونه موفقیتهای شخصی خصوصیات مردانگی را تحکیم می بخشد .

 

 

 

                                                         شاد كردن خانم ها

 

 

 

1 زن‌ها دوست ندارند میهمان ناخوانده داشته باشند, بنابراین به آنها وقت کافی بدهید تا آماده شوند. آمادگی آنها برای پذیرایی امری حیاتی است.

۲. با همسر خود در هر کاری موافقت کنید, خواهید دید که زندگی چقدر راحت‌تر می‌شود!

۳. هر روز از همسر خود سوال کنید که چه کاری می‌توانید برایش انجام دهید؟

۴. وقتی از شما خطایی سر می‌زند اظهار تاسف کنید. وقتی هم که تقصیر از شما نیست باز هم اظهار تاسف کنید!

۵. وقتی اوضاع قمر در عقرب است, لبخند را فراموش نکنید. اگر بخندید دنیا هم با شما می‌خندد و اگر گریه کنید یقین بدانید که دنیا شما را تنها خواهد گذاشت.

۶. از تلاشهای همسرتان تشکر کنید و ببینید این تشکر تا چه حد موثر واقع می‌شود.

۷. به این فکر کنید که همسر شما زن خیلی خوبی است. مادری بسیار خوب , عروسی بهتر از دیگر عروسها و اگر به این طرز فکر ادامه دهید , او همین طور خواهد شد.

۸. خسیس نباشید و در ستایش همسر خود دست و دلبازی کنید. اما به یاد داشته باشید که در هیچ موردی مبالغه نکنید. باید همسرتان استحقاق تعریف و تمجید را داشته باشد و گرنه ممکن است نتیجه خوبی ندهد.

۹. همسر خود را تشویق کنید و کمک کنید تا استعدادهای پنهانی او شکوفا شود.

۱۰. به جای هدایای گران بها, وقت خود را در اختیار همسرتان قرار دهید. نشان دهید که به او توجه دارید, حتی پس از یک روز کار سخت! برای او هدیه‌ای ببرید حتی یک شاخه گل به این ترتیب او خوش اخلاق می‌ماند.

۱۱. بدانید زمانی که همسرتان از سردرد شکایت می‌کند, چاره درد او قرص مسکن نیست,بلکه یک لبخند است.

۱۲. زیباترین واژه در دنیا شایدمتشکرم باشد ولی با این حال همه شوهران دنیا می‌دانند که هرگز نباید از

همسرشان انتظار تشکر داشته باشند! اگر به او گردن بند الماس بدهید, مطمئنا می گوید که زمرد را بیشتر

دوست دارد!

۱۳. هرگز با همسرتان نجنگید, چون امکان ندارد در جنگ برنده شوید. در عوض از قلم برای نوشتن آن چه در ذهن دارید استفاده کنید. بعد آن را به همراه شاخه‌ای گل تحویل او بدهیدز

 

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط علي ايماني | لینک ثابت | موضوع: |