بحث آسيب شناسي مجالس عزاداري و مداحي امام حسين چند سالي است كه در بين گروهي از برجستگان جامعه مطرح شده است.بسياري از علماء بزرگ ما تذكرات فراوان داده اند كه مداحي و روضه خواني و وصف واقعه ،حادثه، قيام يا انقلاب عاشورا به گونه اي شايسته و بايسته انجام شود، بگونه اي كه هم در شأن و منزلت آقا امام حسين باشد و در ضمن چيزي هم به معرفت، شناخت، فهم، آگاهي و درك مستمع از اين نهضت عظيم بيفزايد. تنها چيزي شبيه به مجالس پايكوبي و شادي اما با نوايي و اشعاري ديگر نباشد.در شهرهاي بزرگ با رشد و مدرن تر شدن جامعه و گرايش جمعيت جوان به سمت ابزارهاي مدرن تر، اين احساس بوجود آمد كه شايد با تغيير سبكهاي عزاداري و تبديل روشهاي سنتي به انواع به اصطلاح مدرن تر آن نسل جوان (ببخشيد، اين واژه خيلي دستمالي شده و از دهان هر كسي شنيده مي شود، آنقدر كه من حالم از شنيدنش به هم مي خورد، كساني كه حتي ذره اي به آن اعتقاد ندارند.قبول کنید که واژه مناسب کم پیدا می شود) را بتوان به سمت مجالس و تكايا جذب كرد.اما آنقدر زياده روي شد كه امروز همين بصورت ابزاري براي تمسخر اينگونه مجالس درآمده و بسيار پيش مي آيد كه با شنيدن نوحه اي جديد لبخندي بر لبانتان مي نشيند. نوحه هايي كه گويي هر چيزي دارند به جز حزن و اندوهي كه قرار است به فرد منتقل شود.نوحه هايي كه در آنها نه وصف عاشورا كه وصف خويشتن مي شود و خواننده سگ و الاغ اهل بيت مي شود. نوحه هايي كه از هر واژه بي ربط و هر تحريف و دروغي براي رساندن پیام استفاده مي شود. اگر در سبك سنتي موسيقي وامدار نوحه ها و نواهاي مذهبي بود، اما در سبك جديد اين نوحه ها هستند كه بر اساس ملودي ترانه ها تنظيم مي شوند. انگار اين مراسمات مشابه كنسرتهاي گروههايي نظير مدرن تاكينگ يا اسكوتر مي شوند (دوستي به طنز مي گفت از يكي پرسيدند به چه خواننده اي علاقه داري و او در جواب گفت سيد ذاكر و اسكوتر).اما آيا اين راهي بود كه بايد مي رفتيم و آيا به هدفي كه مي خواستيم رسيديم؟ به گمانم دغدغه اين موضوع امري ارزشمند بود، اما ما نه به راه كه به بيراهه رفتيم. هدفي والا و ارزشمند بود، اما تيري كه رها شد فرسنگها دور از هدفي بود كه براي خود فرض كرده بوديم.